دانلود برنامه لغت نامه دهخدا – فرهنگ معین 1.4.0-google اندروید

شاید بتوان این كار را به صورت دیگری نیز انجام داد. در سال ۱۴۰۷ قمرى خلیل احمد عمایز فهرستى مفصل از این کتاب در ۷ جلد تدوین کرد و ۳ جلد اول آن را به فهرست آیات، احادیث، روایات و اعلام و ۴ جلد آخر را به شواهد شعرى اختصاص داد. این کتاب، لغت نامهاى بزرگ است و علت عمده شهرت ابن منظور نیز همین کتاب اوست. در این صورت بدیهی است كه برداشت یک مترجم بامترجمی دیگر یكسان نبوده و اجتماع نیز با هردو بیگانه می باشد، زیرا كه با تولید و پیشرفت بیگانه است. زنی که بیش از یک فرزند نزاییده باشد.

به نظر می رسد كه دخالت زبان عربى، در تشكیل زبان فارسى كنونی بیش از اندازه بوده و وجود شش حرف بی صدای بالا، با صد درصد لغات عربى، نقطه اوج این دخالت در انكشاف زبان فارسی میباشد. ق. وفات یافته و بیش از 69 سال عمر داشت. پس از سقوط ساسانیان، زبان نوشتار نخست هنوز همان زبان پارسیگ (و تا حدودی پهلویگ) بود، چنانکه بیشتر آثاری که از این زبانها در دست است، تالیف یا نوپردازیهایی است از همین سدههای نخستین هجری، ولی نام این زبانها دیگر از پارسیگ و پهلویگ به پارسی و پهلوی تغییر یافته بود و از همین روست که ابن مقفع صورت معرّب آنها را فارسی و فهلوی ثبت کرده است.

حال درکجا این زبان را یافته اند معلوم نیست(ض.ص). اغلب مورخین ظهور و رواج زبانهای پارسی میانه را، به بعد ازحملۀ اسکندر( انقراض هخامنشیان وهجوم اشکانیان ) مربوط می دانند(ض.ص). علاوه بر این در متون قدیمی نیز اغلب اوقات اشتباه یا برداشت نادرست خطاط یا كاتب از یک لغت املاهاى گوناگونی از یک كلمه به دست داده است. دربرخی ازكلماتِ مركب هرجزءِ كلمه خود دارای معنای مستقلی است ودربرخی دیگر یک جزءِ كلمه هیچگاه جداگانه به كارنمی رود و دارای معنای مستقلی نیزنیست. زبان فارسى دارای تعداد زیادی ازكلماتِ مركب است. این حالت شاید درهیچ زبان دیگری وجود نداشته باشد كه درآن، كل لغات موجود دارای آن حرف در زبان، اززبان دیگر به عاریت گرفته شده و درهرحالت جزو گنجینه زبان شده باشد.

لغات خارجی دیگر نیز كه كلمات مرسومی مانند ترمومتر، ترمینال، تراس، تراژدی، تراكتور وغیره را به زبان فارسى عاریت دادهاند، تنها ( 2% ) كل لغات را تشكیل می دهند. ولی لغات بسیارمصطلحی كه نه تنها درنوشتار ومتون علمی وفنی از آنها استفاده می شود، بلكه درمحاورات عمومی نیز وارد شدهاند، ازاین دسته اند برای نمونه: واكس، واكسیل( از روسی )، واكسن، واگن، وافور، ویولن، ویتامین( از فرانسه )، واشر، والیبال، واتر پمپ ( ازانگلیسی )، كلمات« وات » و « ولت » هم كه درسیستم هاى اندازه گیری بین المللی فیزیک قرار دارند لاجرم وارد زبان فارسى شدهاند. عدم حضور شرایط مادی لازم برای نامیدن اسمها و مفاهیم، سبب شده است كه شركت زبان فارسى دراین پروسه جهانیِ پیشرفت هاىِ علمی، شكل « آموزش مكاتب هاى » را پیدا كند؛ یعنی تماس زبان فارسى با علوم و فنون نه در بسترِتولید، كه از طریق كتابها و انتشارات انجام می گیرد.

روشن است که ما، به علت وفاداری اکید به علم و اسلوب علمی، کاملن به نسبیت این قضاوتها معتقدیم و حتا بر آن نیستیم که جمع بست ما نوعی ترازبندی قطعی برای یافتههای علم تا امروز است. لغت با سایر منابع موجود ومعتبرناهمخوانی داشته، ما اتیمولوژی اشاره شده درفرهنگ معین را صحیح فرض كرده و بر همان مبنا نیز محاسبه كرده ایم. درفارسى نو( دری ) علاوه بر زبانهاى « دری قدیم » 8، پارتى و پارسی میانه، اززبانهاى هندی،عربى، ترکى، مغولی، یونانی، فرانسه، انگلیسی، روسی وغیره نیز لغاتی وارد شده است. ـ زبانهاى ایرانى میانه: بسبب نبود اسناد کتبی به دشواری می توان گفت ازچه تاریخی آغازشده اند، ولی بعضی حدس می زنند كه ظهورپارسی میانه ( پهلوی ) دراواخر دورۀ هخامنشیان به وقوع پیوسته باشد.

ازنظرمكانی نیز: خاستگاه فارسى تاجیكستان ( چین وجمهوری تاجیكستان ) وشرق افغانستان ( ناحیۀ بلخ ) وبخشی ازهندوپاكستان وآسیای مركزی شرقی است( ازبكستان كنونی ) ولذا منطقاً نمیتوان فارسى درى( تاجیكی ) اززبانهای هند وایرانی ( شرقی ) را ادامه تحولی و نقطه تكامل پارسی میانه( پهلوی اشكانی ) اززبانهای هند و ایرانی ( مركزی ـ غربی ) و پارسی باستان ( هخامنشی ) اززبانهای هند و ایرانی جنوبی دانست.

٣- ١ – تلاش زبانهای طبری و کردی برای گرفتن جای پهلوی تلاش کوتاه مدتی بود که به ناکامی انجامید. جزاین هم نمیتوانست باشد، یعنی نمی شد ، زبانی گویا برای آن ساخت. مثلاً در زبان فارسى برای لغات ( movement, locomotion, motion )، فقط یک كلمه عربى” حركت ” وجود دارد، در حالیكه در مهندسی تفاوتهائی بین این سه كلمه موجود است وگرنه ابداع سه كلمه برای بیان مفهوم واحد، لزومی نمی داشت. برای هر کسی داشتن یک فرهنگ لغات مناسب و کامل، ضروری است و چه خوب است که چنین چیزی همیشه در دسترس باشد و به سادگی بتوان از آن استفاده کرد.

1. گروهى بسیار زیبا مباحث را جمعآورى کردهاند اما خوب آنها را ارائه ندادهاند. 5 – ترجمۀ کلیات آثار ابو عبد الله رودکی سمرقندی، از تاجکی/سریلیک به الفبای زبان دری، با مقدمه و تحشیۀ بسیار مفصل، که هنوز چاپ نشده است. خصومت کردن. جنگ آغازیدن : همان با خردمند گیرد ستیز کند دل ز نادانی خویش تیز.فردوسی. این طیف ازآنانی كه طرد بی قید وشرط لغات خارجی و بخصوص عربى را خواهان اند، 4 تا كسانی كه خواستار اقدامات محتاطانه و سنجیده هستند را در بَر می گیرد. از لغات خارجی دیگر، كه كاربُرد علمی و فنی داشته و وارد زبان فارسى شده اند می توان این لغات را بر شمرد : ( ماخ، ماكت، موكت، موتور،… ) كه این لغت اخیر از زبان فرانسه وارد فارسى شده و مورد پذیرش و استفاده همگانی قرار گرفته؛ درسالهاى اخیربا توجه به روابط سیاسی خارجی ونقش مسلط آمریكا دراین روابط ، وجودجامعۀ آمریكائیان مقیم تهران، تحصیل كردههاى ایرانى درآمریكا ونیزمقداری « اسنوبیسم »، لغت مزبورِ( موتور ) درچالش با واژۀ ( انجین ) كه یک لغت انگلیسی است قرارمی گیرد و چون زبان فارسى دربرابر لغت لاتین «motio motus » كلمه اى نداشته است، مانند تماشاگری ایستاده و( موتور ) و( انجین ) به جان هم افتادند.

مانند دیهیم؛ و برخی نیز از نتایج پیشرفتهاى علمی و فنی درغرب و ورود محصولات این پیشرفت ها به كشور می باشد كه، همراه با تكنولوژی، واژگان لازم را نیز با خود به همراه آورده و یا تحمیل كرده است. یعنی مَحمِلِ مادی شكوفائی زبان عبارتست از پیشرفت هاى علمی و فنی. آنچه غنای زبان فارسى را در قرون گذشته سبب شده است و صنعت شعر را به قله هاى شكوه رسانده، در حال حاضر و با توجه به واقعیت دنیای امروز، كارساز نیست. بدون این پیشرفتِ علمی وتكنولوژیكی ـ كه زبان را با خود هماهنگ كرده، پیش میراند هیچ زبانی، مَحمِلی مادی برای ترقی بیشتر نمی تواند پیدا كند.

لغات عربى هم جای خود را دارند و تعداد كثیری لغت با صرف عربى از باب اَفْعَلْ وارد لغت فارسی شده است، مانند: اَفسَد، اَعلَم، اَفضَل و اَبرَد و حتی اَخّر كه معادل خرتر است. در این مقاله، ما سعی كرده ایم گنجینه لغات فارسى ( یا بهتر: زبان فارسى ) را از دیدگاهی بررسی كنیم كه شاید چندان ادیبانه نباشد، ولی ما ترجیح میدهیم به جای گفتن این كه تعدادمُعتنابهی لغت از فلان زبان به فلان زبان رفته است، بگوییم كه این مقدارِ معتنابه چند درصد حجم لغوی زبان یا یک حرف بخصوص است. این فرهنگ لغت اکنون از یک منبع رسمی منتشر شده است و در دسترس هر کسی که علاقه مند به فرهنگ و زبان فارسی باشد.

کتاب فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی 5000 واژه SAT تألیف روح الله یوسفی رامندی ، دیکشنری واژگان ضروری آزمونهای زبان انگلیسی است. حجم واژگان این حرف چندان زیاد نیست و زبانهاى عربى و ترکى دراین میانه اصلاً حضورندارند. فرهنگ واژگان با دانشنامه (دایرة المعارف) تفاوت دارد. 1ـ پارتى كه همراه با پارسی میانه به كارمی رفته است. 2 ـ نوع دوم پارتى زبان مانوی است كه آثار آن از قرنهاى سوم و چهارم میلادی باقی مانده است. مکاتب در مناطق قبايل نشين گشايش نيافت و تحقيقات در لسان پشتو به شکل بسيار ابتدايی باقی ماند. قصاید به شکل ساده درآمد و شاعران به شیوه شاعران قرن 5 و 6 پرداختند و راهشان بازگشت به شیوه سخن قدیم مانند فردوسی و منوچهری و حافظ و سعدی بود.

خوارزمي نیز دری را منسوب به دربار دانسته است: دری، لغت اهل شهرهاي مداين است و كساني كه در دربار شاه بودند بدان سخن ميگفتند، پس اين كلمه منسوب به حاضران دربار است و از بين لغات اهل مشرق، لغت مردم بلخ بر آن غالب است.» (خلف تبری، : بیست و نه؛ از مفاتیح العلوم/ 75). نکتهی خوارزمی قابل دقت است که واژه­های مشرق و بلخ را در این زبان غالب می­داند که از هویت شرقی این زبان حکایت دارد.

اكنون پیرایش زبان فارسى و یافتن معادل هائی برای لغات، كلمات و عبارات « بیگانه » برای آنانی كه با متون خارجی سر و كار دارند اهمیت ویژهاى كسب كرده است و گروهی نه چندان كم واندک نیز دراین راه كوشش هائی می كنند. حجم لغات اروپائی دراین مورد از( 3/5 % ) تجاوزنمی كند. حرف « ج »، در حدود ( 5/1% ) لغات ترکى دارد كه كلماتی مانند: جار، جارچی، جوجه و جلو كه لغات تركیبی جلوخان، جلودار و غیره از آن درست شدهاند. فارسى، عربى، ترکى و بقیۀ زبانها كه اعم است ازمغولی تا فرانسه.

ث ـ زبان خوارزمی كه زبان معمول خوارزم بوده و تا حدود قرن هشتم هجری رواج داشته و پس ازآن جای خود را به فارسى و ترکى داده است. از سوی دیگر، حرف « ت » ( كه تنها 1% لغات آن اصل ترکى دارند )، لغاتی مانند : توپ، توپچی، تومان و تومن ( مغولی ـ ترکى )، تلمبه، تخماق، تكمه، تپول، تسمه، تشک را دراختیار زبان فارسى قرار داده است. ازجمله لغاتِ خان، خانم( ترکى- مغولی )، خاقان وخاتون را می توان نام بُرد. همچنان در سال 1810 چاپ سنگی بزبان فارسی درکلکته بمیان آمد ودرهمان سال نخستین روزنامه فارسی به عنوان هندوستانی ذریعۀ شخصی بنام (اکرام علی) در همین شهر به چاپ رسید واولین مجلۀ فارسی به نام (مرآة الاخبار) درسال 1823 در کلکته در دسترس خوانندگان رسید ومجله جام جهان نما درســـال 1822 درشهر بمبئی به اهتمام شخص روشنفکری بنام (راجا موهن رای) به زبان فارسی طبع و نشر شد.

به عنوان مثال ، کلمات critic (اسم)، critical (صفت) ، critically (قید)، criticism (اسم)، criticize (فعل) متعلق به یک خانواده از کلمات هستند. به عنوان مثال: دینامو، دیفرانسیل، دیافراگم، دیالیز، دیالكتیک، داشبورد و درام. به نظرما، این كوشش ها با شناخت بیشتر وبهترِاصل قضیه، یعنی « زبان فارسى » شانس بیشتری برای موفقیت پیدا می كنند، و هدف این مقاله نیزاین است كه اگربه شناخت بهترزبان كمک نكند، حداقل بتواند به شناخت بیشترآن یاری رساند. دو ـ لغاتی كه با كلمات عربى و ترکى وغیره تركیب شده وكلمات مركب درست می كنند ( ممنون بودن / به چالش کشیدن ) نیزجزولغات فارسى محاسبه شدهاند.

دیدگاهتان را بنویسید