زبان تورکی و شوونیسم فارس=دکتر پرویز ناتل خانلری۱

در این تاریخ ایران قبل از مهاجرت آریایی سرزمینی خالی و غیر مسکون فرض می گردد و سرآغاز همه چیز در این سرزمین به دم مهاجرت اقوام موسوم به آریایی بسته می شود. این انتقاد از ملل دیگر به خاطر بی توجّهی به زبان های غیر از خود در حالی اتّفاق می افتد که نویسندگان و اهل زبان ایرانی و فارسی نویس هم در گذشته و حال از همین روش پیروی می کرده اند و بخصوص نویسندگان روزگار معاصر ایران پا را از بی توجّهی فراتر گذاشته و با صراحت تمام از نابودی زبان ترکی با وجود علم بر تکلّم جمع بزرگی از ملّت ایران به این زبان سخن گفته و روی یونانی و عرب و هر مردم زیاده خواه دیگر را سفید کرده اند.

او در مبحثی با عنوان «زبان و زبان شناسی»؛ با ذکر سوابقی از تلاش های یونانیان، دانشمندان حوزۀ علمی و ادبی اسکندریّه، رومیان و اعراب برای شناخت زبان، در مقام انتقاد از روش کار آنها برمی آید. « استاد اين خشت اوّل كج را مبناي تعيين اصل قومي و نژادي و نيز زبان اوّليّة همة آن ايرانيان مورد نظرشان كه در درون اين چهار خطّ فرضي هم قرار ندارند، تحت عنوان «زبان ايراني» و نه البتّه زبان ايرانيان چنين بنا مينهد: «در هزارة سوم پيش از ميلاد مسيح، قومي وجود داشت كه به زبان خاصّي تكلّم ميكرد.

اگر همة اينها را هم نديد بگيريم در همين ايران و بخصوص بعد از انقلاب اسلامي كتب پرشماري به تركي آذربايجاني نوشته شده و نشريّات بسياري نيز به تركي يا به صورت مختلط تركي ـ فارسي منتشر شده و گوشه هايي از قابليّتهاي اين زبان را به معرض نمايش گذاردهاند. اين برنامه شامل تمامي جلدهاي منتشر شده از فرهنگ دهخداست که بالغ بر 30 جلد است. پروژه زبان بیاموز است که با هدف گسترش محتوای فارسی به طور رایگان منتشر شده است. این نویسنده می کوشد یک رخداد مصنوع و دست کاری شده؛ یعنی، جایگزینی فارسی به عنوان زبان کتابت در عهد سامانیان و حتّی گسترش مصنوع فارسی در عصر معاصر را امری طبیعی و مبتنی بر سنّت و قاعده نشان دهد.

حتّی ادّعای فارسی دانی همۀ مردم ایران با گذشت قریب شصت سال از آن تاريخ ؛يعني، در سال های پایانی دهۀ 1390 شمسي هم گفتة او با وجود پيشبرد سياست قلع و قمع زبان های غیرفارسی و گسترش آموزش و پرورش و آموزش عالي به شدّت متمركز فارسی محور، تحقّق كامل نيافته است. متأسفانه این فضای بالنسبه مساعد هم با انتقال قدرت دولتی به تنظیم های ” جهادی” در اپریل 1992م پایان یافت .

بنابر این، نویسنده ترجیح می­دهد تا پشت صحنه­ی تاریخ و قدرت را، بنویسد. وجود تمدّن های متعدّد در فلات ایران چندین هزاره قبل از آمدن این پدربزرگ های تخیّلی از دشت های جنوب روسیّه امری قطعی بود که حتّی در نوشته ها و نتایج تحقیقات نویسندگان و باستان شناسان غربی که حکم اربابان و آبشخورهای فکری خانلری و امثال او را داشتند، هم مورد تأیید قرار گرفته بود، لیکن این گروه همچنان ترجیح می دادند به جای آن تمدّن ها و مردم اصلی این سرزمین گروه دیگری را که از سر افلاس راه کوچ و آوارگی را در پیش گرفته بودند؛ نیاکان واقعی خود فرض کنند.

به جز خانلری کسان دیگری هم برای واژه های «ایران» و «آریایی» چنین معناهایی ذکر کرده اند. اگر یونانیان به این فکر افتاده بودند، حاصل کارشان امروز برای ما بسیار ارزش داشت، زیرا که بسیاری از لهجه ها و زبان های هندواروپائی معمول در آن زمان اکنون یکسره از میان رفته و اثری برجا نگذاشته است تا بتوان در بارۀ آنها مطالعه و تحقیقی به عمل آورد. از ميان همة اين لهجه ها يكي كه فارسي دري خوانده مي شود بر لهجه هاي ديگر غلبه يافت و سرانجام جانشين همة آنها شده است، البتّه اين امر هنوز كاملاً انجام نگرفته است؛ زيرا چنانكه مي دانيم هنوز بسياري از لهجه ها در نقاط مختلف كشور باقي است، امّا لهجه هاي بسيار نيز بكلّي از ميان رفته است و امروز زبان فارسي دري را كه زبان رسمي كشور شمرده مي شود؛ تقريباً در همة نقاط مملكت مي فهمند و همه جا به اين زبان مي خوانند و مي نويسند.

براي همة ايشان اعمّ از فارس يا فارس شده و خودفروختگان ديگر زبانها و گويشها؛ تنها پارسي را عشق است و بس و بقيّه همه بايد بروند. نه تنها کيفيت نشرات ، بلکه تعداد و تيراژ آنها نيز تقليل يافتند. تعداد کم شماری از این گروه پژوهش هایی سطحی در بارۀ برخی زبان ها و گویش های غیرفارسی رایج در ایران انجام داده اند، لیکن این پژوهش ها هم نه برای روشن کردن حقیقتی بلکه برای رسیدن به اهدافی خاص بوده است. تعداد صفحه و جلد: 692 ص. هرگاه دوتن برای فهمیدن وفهماندن به مترجم محتاج نشوند ،باید گفت که هردو، به یک زبا ن سخن می زنند ،واگر محتاج ترجمان گردند درآن صورت باید دانست که دو زبان متفاوت به کار می برند ( تاریخ زبان فارسی ج اول ص-108 مرحوم دکتر خانلری رح ) اکنون پارسی زبانان مناطق دیگر، در خود شناسی زبانی هیچنوع مشکلی ندارند، هر سنگی است در پای لنگ است،کشوری که طولانی مدت در فقدان مدیر وکاردان( رهبر ) بسر می برد ،واز جمله ی بی ثبات ترین کشورهای جهان به شمار می آید ومردم آن در طی تاریخ چند دهه ی اخیر جزء جنگ وبی ثباتی به چیز دیگری چنان آشنایی ندارند در نتیجه از تمام خدمات اجتماعی محروم ماند ه ودولت را به مفهوم دولت نمی شنا سند بلکه فراموش نموده اند که دولت جزء آله ی سرکوب مردم ، دیگر وظیفه یی دارد یا نه؟

مرد خشم گرفت و گفت گوسفند مرا بسوی قومی که ایشان را نمی شناسی کشتی. چنانکه مشاهده می شود خانلری ریشۀ ایران و ایرانی را در جایی دور و خارج از چهارچوب سرزمینی که ایران می نامیم؛ جستجو می کند و این نگاه معیوب و آمیخته با بلاهت وجه مشترک همۀ باستانگرایان، آریایی بازان و فارسی گرایان ایرانی است که سرزمین و مردم خود را رها کرده و در ناکجاآبادی به دنبال ریشه های قومی خود می گردند. ای کاش وقتی دکتر خانلری این مطالب را می نوشت به اطراف خود هم نگاهی می انداخت تا ببیند خودش، استادانش و شاگردانش و اکثریّت قاطعی از اهل قلم ایران با چه غرور و تفرعنی در باب برتری دست نیافتنی زبان فارسی و ناتوانی و بی اهمیّت بودن دیگر زبان های رایج در ایران سخن می گفته اند.

به عبارت ساده تر هدف آنها در این قبیل تحقیقات چیزی جز اثبات ناتوانی زبان های غیرفارسی نبوده است. زبان های مادی و پارسی و سکائی و هندی (سنسکریت) با زبان یونان باستان بسیار نزدیک بوده است و از مقایسۀ این زبان ها یونانیان می توانستند به نکات بسیاری در بارۀ خویشاوندی زبان ها و چگونگی تحوّل هر زبان پی ببرند. اینجا تعصّب دینی هم به تعصّب ملّی افزوده بود و حاصل آن شد که هیچ بحث و گفتگوئی در بارۀ آن همه زبان های مختلف که در قلمرو اسلام رواج داشت؛ به میان نیامد.

هدف رضازاده ملک و امثال او در روی آوردن به پژوهش هایی در بارۀ زبان های غیرفارسی دری در ایران ـ اگر واقعاً پژوهشی به معنی واقعی و علمی این کلمه در میان بوده باشد ـ تنها برای رسیدن به نتایجی از پیش مقرّر شده بوده است. آب آن از رودخانه های بادآور و کیزه رود، قنوات و چشمه های مختلف دیگر تأمین میشود. خانلری از اين رخداد با عنوان دورة «وحدت» يا «تجديد وحدت» ياد مي كند و معتقد است بعد از دورۀ تفرقه و انشعاب دورۀ وحدت زبانی پیش می آید.

دیدگاهتان را بنویسید