لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

همۀ ایت واژه ها یا ازعربی و زبان های علمی ( از ریشۀ لاتین و یونانی ) اخذ شده است و یا ترجمه اخیر و جدید از آن ها است. د- زبانهای تحلیلی ( هندو اروپائی ): دراین گروه از زبانها، افعال بیقاعده فراوان است وافعال درموقع صرف معمولاًتحلیل می روند: ( دیدن: بین، می بینم / دوختن: دوز، می دوزم و..) شاخۀ آلمانی ( بسبب دارا بودن اندکی خاصیت پیوندی ) کمی منظم تراز شاخه های دیگراست. ازسوی دیگر، برای حقیقت دوستان وعاقلانِ مقید به روش علمی ومنطقی، بسبب داشتن بیش ازدوهزارکیلومتر فاصلۀ مكانی ( تاجیکستان وبلخ با تیسفون واستان فارس ) این سه زبان نمی توانندازهمدیگرناشی شده و درتداوم تحولی هم دیگرقرارگیرند.

اخیراً گفته می شود كه فارسی دری( تاجیكی ) كنونی دردربارساسانیان درشهرتیسفون( آپیس بابلی، سلوكیه قبلی ونزدیك بغداد كنونی ) وجود داشته است، چه معنی دری از« درباری » آمده است، که بعدها نام تاجیکی و سپس فارسی هم به آن گفته شده است. گذشته از آنچه مربوط به مفردات لغات است بسیاری از خصوصیات تلفظی و صرفی و نحوی گویشهای محلی خراسان و ماوراءالنهر نیز در این دوران در آثار شاعران و نویسندگان هریک از نواحی تأثیر گذاشت ، و از مجموع این تأثیرات و رواج ودوام بعضی و متروک شدن بعضی دیگر زبان رسمی فارسی بوجود آمد که مردم نواحی مختلف ایران اگر چه گویش مادری ایشان با آن متفاوت بود در مکتب و نزد معلم آن رابصورت ثابت و واحدی آموختند و در آثار خود بکار بردند.

پهلوی ) متحول شده و ازنظر گرامری پیراسته و از لحاظ لغات آراسته گردد( معمولا اصوات صدا دارو بیصدا تغییر نامحسوس تری نسبت به تحول گرامری و لغات اساسی دارند ). بسبب زبان مهاجر دیوانی( دولت ) و ادبی( کاتبان و شعرا ) بودن زبان فارسی از شرق افغانستان به ایران کنونی است که جزجاعل و شیاد نام دیگری نمیتوان برای شجره سازان: ( ابداع وجعلِ: پدربزرگ وپدر ) به « فارسی دری تاجیکی »کنونی، بنامهای« پارسی باستان » و« پارسی میانه » گذاشت. از گناه بازایستادن؛ ترک گناه کردن.

همچنین این دیکشنری قدرتمند از رابط کاربری ساده، ۱۸۴۵۰۰ لغت و عبارات و معنی، ۵۷۰۰۰ کلمه متضاد و مترادف، جستجوی سریع، کپی پیست کردن لغات، چاپ صفحات را پشتیبانی می کند. ش. اصول و طرق کشاورزی ایران ابتدایی و بر اساس ارباب – رعیتی بود و از آن به بعد اقدامات اصلاحی بر مبنای تقسیم اراضی میان کشاورزان و دیگر طرحهای مخصوص در حمایت کشاورزان و استفاده از وسایل مکانیکی بمورد اجرا گذاشته شد که وضع کشاورزی ایران را بکلی دگرگون ساخته است.

در این جا روشن است که اشاره ی گرگانی به یک ترجمه ی منظوم این کتاب از سده ی چهارم هجری است که در آن واژه های مهجور گویش دری بسیار به کار رفته بود و فاقد زیورهای لفظی بود. دارای ساق حصیری خشن، ضخیم، همانند اراقطیون(3) و دارای جوانه های متعدد است که از آن جوانه های متعدد میروید. در واقع انگلیسی در مقایسه با زبان های دیگر دارای تعداد زیادی حروف صدادار است، که باعث پیچیدگی بیشتر تلفظ ها در انگلیسی میشود، حروف بی صدا یا صامت ها نسبتاً ساده تر هستند. ازنظرگرامری نیز زبان هخامنشیان ( پارسی باستان ) همانند زبان اسلاوی قدیم، علاوه برصرف شدن ضمیرها، دارای مذكرومؤنث و خنثی ( مانند زبانهای اسلاوی وآلمانی ) و نیزهمانند زبان عربی ” مفرد وتثنیه وجمع ” دارد، كه زبان های پهلوی وفارسی دری فاقد آنها است.

بسبب عدم ارتباط زبان پهلوی با دو زبان پیش( زبان هخامنشیان ) وبعد ازخود( فارسی دری کنونی )، پارسی میانه نامیدن زبان پهلوی، جزپیروی از نیات استعماری جاعلان دانشمند نمی باشد. ایلات کوچرودهگانه نیز، بسبب سکونت درناحیه ای که از دوران ایلامی ” پارشوماش ” و” پارسه ” نام داشته، پس ازیکجانشینی شش طایفه ازده طایفه ( که دررهبریشان طایفۀ پازارگاد قرارداشت )، خود راجمعاً درنسبت بنام سرزمین( پارسه ) که درآن ساکن بودند ( پارس ) نامیدند: ( رُمان گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمۀ محمد معین، نقشۀ بیستم و صفحات: ۸۸- ۸۷ تا ۹۹ / ۱۲۴ تا ۱۲۶ و ۱۲۸و۱۳۲ ) و( داریوش اول: کتیبۀ مصری: دِ.

یکی از دوسئوال اصلی، درمعرفی نیّت ایدئولژیک و جهت دار، این مستشرقین، عبارت است ازاین است که : چرا در ” تب و تاب ” جذبات آریائی گرائی دورۀ پهلوی، این زبان را نه بنام اصلی آن یعنی زبان” آري یا ” که خودهخامنشیان هم می نامیدند، بلکه بنام ناحیه ای که بسبب قرارگرفتن درکنار( دریا )، ازطرف ایلامیهای پیوندی ( التصاقی ) زبان، پیش از ورود و استقرارقبایل دهگانه ( سازندۀ امپراتوری هخامنشی ) درآنجا، پارسه نامیده می شد، ” پارسی باستان ” نام گذاری کردند.

اگر هم مایل به دانلود رایگان کدینگ ۵۰۴ واژه بودید ما در وب سایت deepenglish این امکان را فراهم کردید تا شما عزیزان بتونید بعد از دانلود کتاب ۵۰۴ , کدینگ این کتاب رو هم به صورت رایگان دانلود و نهایت استفاده رو ببرید . میگسار.اسدي. که شد مرگ از آن خوار بر چشم خویش سته گشت و نفرید بر خشم خویش.اسدي. در آخر سخن، از استاد عالیقدر و دوست دیرینه ام محترم داکتر عبدالغفور روان فرهادی، محترم پروفیسر داکتر عنایت الله شهرانی، محترم استاد روشنگر باختری، محترم استاد محمد اسحاق ثنا، محترم همایون باختریانی، محترم محمد ناصر مسعود، محترم فیض الله جان قرداش که با نوشتن تقریظ های بلند بالایی بر این فرهنگ، بر من افتخار بخشیدند مراتب تشکرات صمیمانه ی خویش را ابراز نموده، از بارگاه خداوند لایزال برایشان طول عمر، سعادت و عافیت تمنا دارم .

پس آن مرقشیشای سوحخته را در آن خمیر دوده و صمغ ریزد و نیم روز دیگر سحق کند، بعد از آن اندک اندک آب صمغ محلول در آن می ریزد و می کوبد تا آن است.صمغ با آن اجزاء سخت شود. پس نویسندگانومترجمین كه طبعاً فعال تر می باشند و بویژه مترجمین متون علمی كه نخستین كسانی هستند كه با كمبود و نارسایی لغات فارسى در برابر واژههاى بیگانه آشنا می شوند، ناگزیر از یافتن راهی برای چارۀ کارهستند و چه بسا كه خود اقدام به معادل یابی و لغت سازی می نمایند. بعنوان مثال لغات فرهنگی وعلمی: كتاب، قلم، دفتر، حساب، هندسه، جبر، كسر( اعشار )، عدد، جمع، تفریق ضرب، تقسیم، خط، دایره، مربع، لوزی، منحنی و…

مثلاً لغت « كامپیوتر » به معنای حساب كننده، شماره كننده، ماشین حساب، ابتدا به همین صورت درزبان فارسى مورد استفاده قرار گرفت. فرق بین دادن یک ماهی برای شام شب، بیک نفر، با آموختن ماهیگیری بهمان فرد، همان فرق گذاشتن « رایانه » در برابر« كامپیوتر » و توانایی پیدا كردن معادل لغات همراه، از همان ریشه است. ملاحظه می شود كه واژۀ « رایانه » فقط جواب یكی از لغات بالا است و از طریق آن نمی توان برای ده لغت باقیمانده معادل یابی كرد. زیرا ازكلمه « Compute » حداقل ده مشتق جدا می شود ولی از « رایانه » حتی یک مشتق هم نمی توان ساخت، و ریشه مشكلات زبان فارسى هم دقیقاً درهمین جا است.

دیدگاهتان را بنویسید