لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

این مقاله در حدود چهارصد و شصت صفحه پاسخ کاملی به تمامی ادعاهای موجود پانترکیستها داده است و ایرانی بودن نظامی گنجوی را به خوبی ثابت کرده است هرچند ایرانی بودن وی در میان محققان (با وجود پول فراوانی که شوروی و سپس دولت آران هم اکنون برای تغییر هویت او سرمایهگزاری میکنند) بدیهی است و تنها آشنایی با تاریخ آن دوران و نگاه کامل به آثار او این موضوع را به خوبی روشن میکند. که دریا دار به معنی( کوه) اونته یا اونتا ( بریده شده ) گمبیری ( دشت ) چوره گلی ( گردنه دزدان ) کله گوش ( اصلاً گله گوش است که به معنی دره صوف است ) که در اینجا صوف های زیاد موجود است .

زبان فارسی یا دری حدود دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد که از آن حدود هزار سال نخستین زبان گفتار در جنوب غربی ایران و سپس حدود هزار و پانصد سال زبان گفتار و حدود هزار و صد سال اخیر آن، زبان نوشتار در بخش بزرگ سرزمین های فلات ایران بوده است و روزگاری به عنوان زبان فرهنگ و ادب، به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است. سیزدهم م. یعنی بسیار نزدیک به روزگار شاعر بزرگ ایرانی نظامی گنجهای است. حتي روضة مبارک حضرت علي(کرم الله وجهه) که ازافتخارات فرهنگ تورکها است تحمل آن مشکل شده سنگ نوشته هاي اوزبيکي آن که نمايانگر تاريخچه او بود امروز ازجاي خود برداشته ميشود،ويااميرالکلام اميرعلي شيرنوايي اين ارباب قلم وسياست بزرگترين وباارزشترين خدمات ديني، فرهنگي وتاريخي زيادي را درکشورما انجام داده است ازآن جمله صرف تثبيت ، روشن واعمار روضه مبارک حضرت علي (ک) رامثال مي آوريم ،ازبرکت آن شخصيت بزرگ تاريخ وسلطان حسين بايقرا است که اين مرقد مبارک را برملا واعمار نموده باعث فخرو مباحات درکشور مااست ولي احفاد او بنام خود وي اجازه نامگذاري حتي يک باب مکتب يا مسجدرا ندارند ومقبره آن مرد تاريخ کشوردرهرات مانند مقبره سلطان حسين بايقرا ولطفي ، وشيرولي آته (بابا) درپايمنار اولوسوالي ده سبزهرروزبه مخروبه تبديل وبسوي عدميت و فراموشي ميرود.

بابه تحقيرگرفتن چنين شخصيت ويا بابرداشتن سنگ نوشته هاي روضه مبارک اين سند وافتخار تاريخي نه تنها بخود وبه قوم خود افتخاري نمي آورند بلکه باعث بدنامي خوددرتاريخ خواهندشد براي اينکه درتاريخ هيچ فردي باعمل فرهنگ زدايي وفرهنگ ستيزي نام نيک را باخود نبرده بلکه کارکرد وافخارات مثبت خودرا نيز زير سوال برده است. البته در مقالهی فوق، یک سند مهم و تازه از شهر گنجه نیامده است. به تازگی دوست عزیز، دکتر علی دوستزاده منبع مهمی دربارهی تاریخ ارمنستان و ارّان و شهر ایرانی گنجه در قفقاز را یافته است و از من خواست که آن را به دیگر دوستان و دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران شناسایی کنم.

به شهر خورنشات (Xoranashat) در قفقاز حمله کرد کراکوس و استادش یووهانِس واناکان (Yovhannes Vanakan) از آنجا گریختند. تا این که مسیحیان سَربَهای () واناکان را میپردازند و او را آزاد میکنند. آرَضَهُ الله ایراضاً؛ باز کام گرداند او را خدا. ای سبحان الله این مقدار را چه در دل باید داشت. یقال: اوجب الله قلبه. در اسلام اصلا مساله ی زبان مطرح نیست ، تا اینکه احیای زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام یا بد بینی به زبان عربی تلقی شود عربی چون زبان دین و قر ان بود ، همین امر ایرانیان را بر ان داشت تا در احیای لغت عربی و قواعد ان مجدانه ، بکوشند به گونه ای که اعراب به اندازه ی ایرانیان به زبان عربی خدمت نکردند .

احساس افراد ملل غیر عرب این بود و بس مولوی زبان عربی را زبان دین و زبان مادری را زبان ملت تلقی می کند و می گوید : پارسی گو گر چه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است نا گفته پیداست که مولوی زبان عربی را بر فارسی که زبان مادری اوست ترجیح داده است چرا ؟ در هر حال استیلا و اعتلای ایرانیان در دستگاه خلافت عباسیان بجائی رسید که خلفای عرب جشن های باستانی ایران را احیا کردند و حتی در پوشیدن لباس نیز از ایرانی ها تقلید نمودند و خلافت چنان رنگ ایرانی گرفت که محققی مانند ابوریحان بیرونی عباسیان را خراسانی و دولت آنها را خلافت شرقی خوانده، مع هذا مقارن همین احوال مخصوصاً بعد از واقعهء ابومسلم و شروع نفوذ ترکان در دستگاه خلافت از معتصم ببعد نهضت هائی غالباً ببهانهء خونخواهی که گاه بعنوان تجدید خاطرهء ابومسلم در اطراف خراسان روی داد که قیام سنباد و مقنع و استادسیس و یوسف البرم و اسحاق ترک از آن جمله مشهور است.

این بود تعریف و تعبیر سیاست از دیدگاه فیلسوفان یونان و سایر مفکرین غرب و همچنان کسانی که متأثر از مفکوره های آنان هستند؛ اما از دیدگاه اسلام باید گفت که واژه «سیاست» ریشه در زبان عرب و نیز نصوص اسلامی دارد. بسازند. چنانکه کورَش يا گورش يکي ازنوع پهلواني هاي تورکها بوده درطول تاريخ بنام کورَش ياقوشتي يادشده است حتي تا درهمين چنددهه قبل هم قُوشتي بوده وهنوزهم دربين عامه مردم اعم ازتورک وتاجيک وغيره قـُشتي قبول ومورد استعمال دارد درهمين اواخر خواسته اند قـُشتي را به کـُشتي وکشتي را هم به کشتي رستمي تبديل سازند، کوره ش وپهلواني يا قوشتي نوعي از مبارزه سپورتي ميباشد (کورَش) بزبان اوزبيکي و(گوره ش) بزبان تورکمني مبارزه وتلاش کردن راميگويد ودرعين زمان کلمة قوشتي (قـُشتي) جوره کردن ويکجاکردن باهم انداختن راميگويد يک کلمة قبول شده بين اقوام اوغانستان بوده ازروي تعصب ميخواهند به کُشتي رستمي تبديل نمايند فکر ميکنم چنين کلمه يا اصطلاح درتاريخ ادبيات کشورمابنام رستم يارستمي وجودندارد.

وعدة يي هم پيدا ميشوند ازعدم داشتن تاريخ روشن وکهن ازمطالعه وتحرير تاريخ ديگران ننگ ميکنند وحسد ميبرند وعده يي هم ميخواهند بيشتر ازدوهزار سال تاريخ را ازمابين تاريخ قطع و ناديده بگيرند. اگر اين نظرنيک ومشورتي سالم دوستانه که نبايددربرابرفرهنگ يک ديگرتعصب نشان داد بلکه يکديگر وفرهنگ همديگررابايد پذيرفت وبه آن حُرمت گذاشت، درميان گذاشته شود کساني هم پيداحواهدشد که بجاي عطف توجه به اين مشوره که باعث نيک نامي درتاريخ ميشود برعکس به غضب خواهد آمد. اسم گذاري يک محل يا يک کانون علمي مانند (پوهنتون يادانشگاه) باعث رنجش وخصومت هاي بين القومي ولساني نميشد. محققان محل آنرا خوارزم و خیوهء حالیه دانسته اند.

واقعا حیف است مردم افغانستان بخصوص دانشجویان و فرهنگیان و محققان افغانستان که آشنایی کامل به زبان انگلسی ندارند از اطلاعات و محتوای غنی آن سایتها محروم بمانند. برای آنان مثل آب خوردن ساده است فقط کافی است یکی دوتا مترجم انگلسی به فارسی و پشتو استخدام نمایند که روزانه تمام مطالب نشر شده در سایت را به زبان مردم افغانستان برگردانند. د.م. کامل برای چاپ دیوان خوشحال در سال 1952 فاکتها و اندیشه های پرارزش تاریخی را از لابلای اشعار شاعر گردهم آورده است. زیرا زبانی که قدامت تاریخی آن به هیچ کس معلوم نیست، یعنی از بسکه قدیمی است، هیچکس مبدأ آغاز آن را مانند پارسی دری نمیداند، ولی با تأسف با این قدامت، ما یک ورق نوشته ای از زمانه های دور و یا از دل تاریخ به این زبان و در مورد این زبان با خود نداریم.

این پیکره بهطورِ کامل برچسبگذاریِ واژگانیـدستوری شدهاست؛ یعنی همۀ واژههایش به تفکیکِ ریشۀ واژهها و مقولههای دستوری برچسب دارند. این فارسی دری به دلیل واژههای گویشی آن، برای فارسیزبانان بیرون از خراسان دشوار و از این رو از دید عنصرالمعالی زبانی دور از شیوایی بود، همچنانکه او پارسی مطلق، یعنی فارسی سره را نیز که به واژهها و عبارات و امثال و حکم تازی آراسته نباشد، دور از شیوایی میداند.

یعنی باز یک اثر ترکی در سدههای دیرتر در سرزمین عثمانی را به شاعری ایرانی در قفقاز نسبت دادهاند تا برای زبان ترکی در قفقاز تاریخ جعلی بسازند. برای آگاهی بیش تر به رساله ی آورده شده در موضوع شماره ی ٨ نگاه کنید. بوده مینویسد که من در آن زمان کم و بیش ۴۰ ساله بودم. این که می گوید دری زبان درباریان و منسوب به دربار پادشاهی بود، از این سخن نخست این نکته درست می گردد که دری از در به معنی درگاه است که ابن مقفع آن را به “باب” ترجمه کرده است و خواست از در و درگاه در این جا، پایتخت، و دری زبان مردم شهرنشین پایتخت ساسانی و شهرهای مداین بود و این که می گوید از میان زبان های اهل خراسان و خاور، زبان مردم بلخ در زبان دری بیش تر است، بدین معنی است که این زبان دری، از باختر ایران به خاور نفوذ کرده بود و در آن جا با زبان های آن سامان آمیخته بود.

نام طعامی که از گوشت و آرد درست نمایند. حتی یک عده با سوادان نیز نمی توانند کلمات اصل زبان خود و عربی را تفکیک نمایند. در افغانستان چرا مردم افغانستان را نامحرم می دانند و اطلاعات و نتایج تحقیقات شان مربوط به افغانستان را به زبان خود مردم افغانستان نیز دراین سایتها نشر نمی کنند؟ یک سوال: راستی من نمی دانم چرا بسیاری از سایتهای مهم افغانستان فقط به زبان انگلسی است؟ حتی بسیاری از مطالب سایتهای دولتی افغانستان نیز با زبان انگلسی نشر می شود!

شما باور می کنید که حتی طرح تفصیلی بودجه افغانستان نیز که در سایت وزارت مالیه در قالب پی دی اف گذاشته شده تا آن زمان که بنده دیدم به زبان خود مردم افغانستان نبود وحتما تاکنون نیزبه زبان ملی افغانستان گذاشته نشده است! آیا درکجای دنیا رسم است که مردم یک کشور از کم و کیف و طرح تفصیلی بودجه ای ملی خود اطلاع نداشته باشد؟ آیا اگر سایتهای مثلا کشور امریکا، اطلاعات و اخبار مهم مربوط به امریکارا نه به زبان مردم امریکا بلکه به زبان فارسی نشر نماید. آیا با کدام میزان عقلی مردم افغانستان به تعداد زیادی از سایتهای تحقیقاتی و مهم که انعکاس دهنده ای اوضاع مردم کشورماست دسترسی نداشته باشند؟

فهرست جامعتر و کاملتر از سایتهای افغانستان را در بعض لینکهای ذیل می توانید مشاهده فرمایید اینجا تعدادی محدودی از سایتهای افغانستانی لینک شده است و این فهرست ساده و خودمانی بوده در صدد تهیه ای گلچینی از سایتها و وبلاگهای افغانستان است. در این مدت کراکوس زبان مغولی را میآموزد و در تاریخ خود فهرستی از واژگان مغولی و برابرهای ارمنی آنان را آورده است. گوناگونی واژگان فارسی میانه موجب شده تا کلمات بهشکلها و تلفظهای مختلف ضبط شوند. بچه ها اکثرا کلمات را حفظ کرده و در بسیاری از مواقع تلفظ ها را ساختگی و اشتباه به حافظه می سپارند (از کتاب های لغات ضروری تافل یا لغات 504). در نتیجه، دچار پدیده Fossilization می شوند.

فصل ۱۰ به تاریخ آلبانیا (در ارمنی: Aghbania یا همان ارّان) میپردازد. بخش بعدی به تاریخ سیاسی ارمنستان قفقاز و کلیکیه و مدیترانه میپردازد. پارهی نخست (فصل ۱ تا ۱۰) به تاریخ کلیسای ارمنستان از سدهی چهارم تا دوازدهم میلادی میپردازد و بر پایهی سرچشمههای دیگر است که برخی از آنان هنوز وجود دارند. این کتاب «تاریخ ارمنیان» (History of the Armenians) نام دارد که نوشتهی کِراکوس گنجهای (Kirakos Ganjakets’i)، تاریخنگار ارمنی سدهی هفتم ق.

سایتهایی بزرگی که اطلاعات بسیار ارزنده و کلیدی دارد نمونه اش را می توانید دراینجا بیبینید اگر این صفحه ای سایتی را که آدرس داده ام بازکنید و به سمت پایین صفحه بروید می بینید که سایتها ی بسیاری در عین اینکه فقط مطالب مربوط به افغانستان را نشر می کند و محتوای غنی نیز دارد اما به زبان انگلسی است! Memrise یک وب سایت و اپلیکیشن رایگان آموزش زبان است که تعداد زیادی لغات از پیش ساخته شده را به شما ارائه میدهد.

دیدگاهتان را بنویسید