لغت نامه دهخدا حرف ب

زبان شناسى اين مهم را علاجى کرده وحل کرده است. بس کن از او اینقدر که با تو شمار است. از بسکه؛ چندانکه. آنقدر که. نظم سخنی است که دارای آهنگ و موسیقی کلام است و نثر سخنی است که منظوم نباشد. ابوالقاسم یوسف بن علی بسکری به شرق سفر کرد و از ابونُعَیم اصفهانی و گروهی از خراسانیان حدیث شنید و در علم کلام و نحو دست داشت و در علم قرائت روش خاصی داشت و نحو تدریس میکرد. در نتیجه ، جابهجایی آنها و استفاده از آنها برای مرور کردن لغات ممکن است کمی دشوار باشد، اما همچنان عدهای این روش را بر سایر روشها ترجیح میدهند.

نقل قولهایی از مشاهیر که لغت مورد جستجو در آنها به کار رفته است. بس کن از کردارها بپذیر، پند.ناصرخسرو. بیندیش و بس کن ز خون ریختن.اسدی. بس کردن به؛ اکتفا کردن به. پرحرفی کردن. (دزی ج 1 ص87). ش. دانشگاه طهران و ص87 الحلل السندسیة چ 1355 ه . بسلة. بسیل رجوع به بسلة و دزی ج 1 ص87 شود. و رجوع به ص182 ج 1 معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.

و رجوع به کماج و کوماج شود. پارس، در اوستا، کهن­ترین متن سرزمینی و فرهنگی اَئیریَنِم وئیجه یعنی حوزه­ی هندوکش و هیرمند، به نام «اوپائیری سئن» و به معنای فراتر از پرش عقاب، یاد شده است. یعنی لغات ترکى ( 25/4 % ) لغات موجود عربى در زبان فارسى است. بشکونس ناحیه ای است میان فرانسه و اندلس. لقب بنی عامربن لوی که طایفه ای از قریش بیرونی مکه اند و آنها دو طایفه بوده اند و طایفهء دویم یسل است.

آنها مکلف بودند که در خدمت گروه های معين قرار داشته و جنگ قلمی را با رقبا دنبال نمايند. روز بسیج؛ روز مجهز شدن برای جنگ. نخست پیروزی با عربی بود که با داشتن همهی ویژگیهای یک زبان توانا و به عنوان زبان دین و دستگاه خلافت اسلامی و مجهز به خطی که با همهی نواقص خود بهتر از خط پهلوی بود، همچون سرداری که تا آن زمان روی شکست ندیده بود، پا به میدان نهاد. در این شیوه لغات عربی کمتر به کار رفته است.

در ارتباط گوری باید گفت که پشه یی های ولسوالی دره نور و اطراف آن گوار را به مفهوم اصیل وصاف استعمال نموده و به این نام می بالند و نیز نام منطقه گوریک که مردم آن به بنام گوریکی یاد می شوند و پشه یی هستند و نیز طایفه بنام گوریک در کهوی کلمان و یا قبیله زبان گوارباتی و گهواری که در ناحیه علیای کنرها زندگی کرده و با پشه یی ها قرابت خیلی نزدیک دارند و همچنین اسپی ها و یا اشپی ها که بنام اشپی وال نامیده میشوند در دره اشپی ولسوالی اله سای زنده گی میکنند نامهایست که برای اثبات این حقایق مثال های خوبی به شمار می رود.

رفیق زنده گیم بی بی حاجی انابت جان ایماق، بیش از چهل سال قبل از امروز در ترتیب و تهیه ٔ لغتنامه تورکی اوزبیکی به فارسی و پشتو، با من همکاری نموده، سهولت های حیاتی را مساعد می ساخت و بعض کلمات تورکی ناب و عامیانه را که به ذوق طبقه ٔ اناث مطابقت داشت مانند « کوز مونچاق، سامسه، قتله مه، کیلین چللر، نتتی ( میخک بینی ) و … اما همین لغات انگلیسی، یا گاها گفته می شود واژگان انگلیسی، تبدیل به مصیبتی بی پایان و کابوسی شبانه برای خیلی زبان آموزان می شود.

اما اگر پان ترکها برابرهایی برای واژگان فارسی که ما میاوریم داشته باشند آن برابرها اغلب نوساخته هستند و در فرهنگ و زبان ترک وجود نداشتند. که زنان تونسی قسمت چانه و پایین صورت خود را در آن پیچند و دو سر آن را به پشت سر گره زنند و تا سر زانو آویخته باشد، و گاهی تا زیر چشمان را نیز پوشد. است و تا هرات ده روز است و در طرف جنوبی این شهر واقع شده، زمینش ریگزار سرابست و اتصا باد میوزد. و گر ستم بود آن عنایت و این کرم همه از تو خوش بود اي صنم چه جفا کنی چه وفا کنی.

دراین زمینه تفسیر و برداشت محققین ایران هم تفاوت کلی دارد و به این معنی نیست که گویا فردوسی بطور خاص به زبان فارسی صحه گذاشته که “دری” شاخهء آن باشد زبان و ادبیات دری بعد از اسلام با تلفیق زبان و فرهنگ عرب نضج و گسترش وسیع یافت و ادیبان و شاعران زیادی در افغانستان ظهور نمودند. و از شور و علاقه ای که خراسانیان در این مورد از خود نشان داده اند پیداست که آن هدف ها و غایت ها که در دعوت عباسیان تبلیغ و تعیین میشده است با آرزوهای مردم ایران مناسبت و موافقت تمام داشته است.

معین در فرهنگ خود از ۳۰۰ هزار فیش که با همکاری گروهی از دوستان فاضل و بالغ بر ۴۰۰ دانشجو در طی ۲۰ سال فراهم کرده استفاده کردهاست. در آن ساليان بود كه به كار گردآوري لغات پرداخت و زمينه فراهم آوردن مواد لغت نامهاش را فراهم كرد. طراحی این اپلیکیشن کاملا با استفاده از رابط کاربری اندروید است و به همین دلیل در هنگام کار با آن چیز خاصی توجه شما را جلب نمی کند. این نرم افزار در مواقعی که به مطالعه متون انگلیسی مشغول هستید در کنار شما حاضر بوده و به ساده ترین و سریع ترین وجه ممکن معنی کلمات مورد نظر را در اختیار شما قرار میدهد.

1) – در آنندراج چنین است و ممکن است زبان گرفتن باشد و «بس» قید. موضعی است که در وي کتاب فجار و کفار بود، یا وادیی است در جهنم یا سنگی است در زمین هفتم. پست یا آرد، و یا قروت مطحون که با روغن یا زیت خورند. اگر در محدوده انقلاب قصد خرید کتاب زبان به صورت حضوری یا اینترنتی را دارید، فروشگاه آنلاین کتاب لند آماده خدمات رسانی به شماست. خیلی عالی بود. امید وارم که بالای این ایده کار صورت گیرید و پخته تر گردد، تا مواردی که موجب آزدگی ساکنین فعلی کشورهای پارسی گو می گردد، عالمانه رفع گردد.

ق. باتفاق مخبرالسلطنه که فرمانفرمای آذربایجان بود با حفظ مقام خود در معارف به تبریز رفته و کابینهء ایالتی را که تا آن وقت سابقه نداشت تأسیس نمود، سپس از راه قفقاز بتهران آمد و در وزارت معارف ادارهء موزه را بنیاد نهاد. بسکماچ. قسمی از نان گندم. باقر کاشی (از آنندراج)(3). کنایه از دنیاست. (برهان) (آنندراج). بسکه ماندم بغریبی وطن از یادم رفت. بسکه گفتم زبانم مو برآورد. امثال: بسکه گفتم زبان من فرسود. و اندر جهان ز من دل من دیدن تو خواست. که دارا ز فرزند من کرد بس.فردوسی. مگر کز تن خویشتن کرد بس.فردوسی.

ائتال المال ائتیالاً؛ اصلاح کرد مال را. ملک را بر قرار خویش آورد.نظامی. 4) – ن ل: بر. 5) – ن ل: پشنک و زندنیجی. ز تو بس کنم تن بیک زندنیجی(5).سوزنی. نورلام لوگر لام ، ننگلام ( ده پایین ) نجلام ، بیک لام ، و امسال آن که لا م به پشه یی قریه و ده را میگوید که بعضاً رام نیز گفته شده مثل بسرام ریال شمرام ، گلارام ، درونته ( که کوه بریده شده ) معنی دارد.

نام قریه ای است در جبل لبنان. چه چیز است؟ نیکی و نیکوعطایی.فرخی. یعنی تعریفی که ارائه می شود ویژگی هایی که آن چیز را از بقیه جدا می کند را بیان کند. یقال: بسلا بسلا؛ یعنی آمین آمین. اسم فعل بمعنی آمین. آن “تخم سخن” كه دهقان فرزانهی توس پراگند، بارور شد و در درازنای هزارهی گذشته، گلزاری پرشكوه و باغی انبوه از دستاوردهاي فرهنگی فارسی زبانان، در گسترهی بزرگی، از درهی سند در خاور تا ميان رودان و آسيای كهين در باختر و از خليج فارس در جنوب تا مرزهای روسيه در شمال، پديد آمد.

زانکه دیریست تا پر افشاندست.خاقانی. سجاده نشین که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم. از آن پیش بس کن که گویند بس. گذشته از آن لغت تنها دربرابر واژهاى بیگانه بدلیل اینكه فقط برای مورد مشخصی ساخته می شود، كاربُرد بسیارمحدود داشته و تنها سبب افزایش كمّی لغت می شود. منسوب به بسکره از بلاد مغرب. ابوالقاسم حافظ علی بن جباره هذلی منسوب به بسکره. رجوع به بسکره شود. رجوع به حدود العالم چ دانشگاه ص 117 و 42 شود. رجوع به ستون شود. رجوع شود به النقود العربیة چ 1939 م. و بنا بروایتی وی را در همدان به دار آویختند.

یاوه گوی و پرحرف و آنکه سخن را به درازا می انجاماند. به یک سو خرامیم با همرهان.فردوسی. تشبیهی است که فقط یک رکن دارد. بسلا واسلا(1)؛ دعای بد است. از جمله ظلمهای ایزابل یکی این است که نابوت یزرعیلی را متهم ساخته باطلاع مشایخ و اشراف شهر به قتل رسانید. 3) – مؤلف آنندراج این شعر را شاهد برای «کم کردن» آورده است. 1) – شاهدی که مؤلف آنندراج آورده است در همان معانی اصلی است. ظاهراً در دانشگاه لاهور در سالهای 30 (قرن گذشته) خدیجه فیروزالدین رساله یی را که چاپ نشده بنام «زندگی و خلاقیتهای خوشحالخان نامور، رهبر ختکها» نوشت.

دیدگاهتان را بنویسید