لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

علت این امر نیز این است که در اواسط دوره ی ساسانی، زبان فارسی میانه بهتدریج همراه دیوانیان و سپاهیان از تیسفون یا مداین، یعنی پایتخت ایران، به خراسان منتقل شد و رفتهرفته جای زبان پهلوی آن جا (یعنی پهلوی پارتی) را گرفت. آن چه درحقیقت به خراسان منتقل شد شکل تحولیافته ی فارسی میانه بود که در پایتخت رایج و دری نامیده میشد. درحقیقت گویشهای قدیم پهله ی اصلی، یعنی خراسان فعلی، با گویشهای پنج شهر ری و قم و اصفهان و همدان و آذربایجان، یک طیف را تشکیل میداده که در اصطلاح، آنها را گویشهای شمال غربی ایران (پهلوی اشکانی یا پارتی) مینامند، در مقابلِ گویشهای جنوب غربی (پهلوی ساسانی یا پارسیگ ) که فارسی دری دوره ی اسلامی و فارسی امروز ما دنباله ی همان است.

منشا زبانی که ما امروز آن را فارسی مینامیم، در دوره ی ساسانی، دریگ و در سده های نخستین پس از اسلام، فارسی دری نامیده میشدهاست. عچب حرکت فاشیستی باز از طرف داعیه های مهربانتر از مادر که میخواهند تحت نام دری که همان فارسی یا پارسی است مارا وادار کنند که از کلمات عربی (مثل طبی تجارت اتحادیه طیاره متعلم محصل شفاخانه قاضی مفتی رییس حاکم ) و امثالهم را استفاده کنیم در حالیکه ما به زبان خود چه دری یا همان فارسی همه این کلمات را داریم باز هم نمیدانم چرا این فاشیست ها دست از سر ما برنمیدارند آخر کس نیست از اینها بپرسد که زبان فارسی زبان من و اجداد من است یا از تو و یک مشت انسان خود فروخته و نادان را که چیزی هم نمیدانن جمع نموده و جهت تفرقه اندختن آتش بپا میکنند .

زبان سُغدی تا اواسط سده ی چهارم هجری در ماوراءالنهر رایج بود، ولی پس از آن زبان فارسی بهکلی جای آن را گرفت و تنها در برخی منطقه های روستایی سُغدی باقی ماند. علاوه بر شاعران و عالمان و نویسندگان ایرانی که در مدت چند سده به هند مهاجرت کردند، از هندیان اعم از مسلمان و هندو، شاعران و نویسندگان و عالمان بزرگی ظهور کردند که آثارشان به فارسی است.

بی شک کلمه هایی مانند «کافر»، «حج»، «زکات»، «خمس»، «اذان» و غیره از نخستین کلمه هایی هستند که وارد فارسی شدهاند، اما بعدها دبیران و نویسندگان و دانشمندان برای تفنّن و تزیین نوشتههای خود شمار بسیاری از کلمه های غیرضروری را نیز وارد فارسی کردند. شماری از نامهای خوراکیها و غذاها مانند «شکلات»، «نان بُلکی»، «نان سوخاری» و غیره و نیز نام برخی لباسها و کلمه های وابسته به آنها مانند «سارافون»، «شابلون»، «شابگا» به معنای شاپو، از روسی وارد فارسی شدهاند. با این همه، روند ورود کلمه های فرانسه به فارسی تا اواخر دهه ی سی همچنان ادامه داشت، اما از اوایل دهه ی چهل و بازگشتن درسخواندگانِ کشورهای آمریکا و انگلستان به ایران و ورود شماری از آنان به دانشگاهها و ترجمه ی کتابهای انگلیسی، ورود کلمه های انگلیسی به زبان فارسی شتاب بیش تری گرفت.

تقریبن از این زمان بهبعد زبان دوم درسخواندگان ایرانی زبان فرانسه شد و مترجمان یساری آغاز به ترجمه ی کتابهای علمی و ادبی از این زبان کردند. ساکنان آن منطقه که سُغدیزبان و خوارزمیزبان بودند، این سپاهیان و سایر کوچندههای داخل فلات ایران به آن جا را که فقط سرداران آنان عرب بودند، عرب میپنداشتند و ازاینجهت آنان را تاجیک نامیدند، یعنی تازی. این قابلیت بهترین کلمات، عبارات و اصطلاحات جایگزن مناسب متن را پیشنهاد داده و به صورت خودکار متن شما را بررسی میکند. 28. البته آنگونه که از طریق شهرداری بررسی کردهام، در حال حاضر نیز از آب چاههای این قنات برای آبیاری پارک جنگلی شماره یک استفاده می شود.

و ایش حالکم؛ چگونه است حال شما. لازم به ذکر است که اطلاعات شما کاملا در وب سایت کتاب لند محفوظ بوده و به هیچ وجه در اختیار هیچ شخص حقیقی یا حقوقی گذاشته نمی شود. آنچه که در این نوشتار از کتاب ارایه شد، یک چشم­انداز ممکن از نظر یک خواننده، بود. از این دوره بهبعد آموزش زبان فرانسه در دبیرستانها و دانشکدهها بهتدریج کنار نهاده شد و جای آن را آموزش زبان انگلیسی گرفت.

مثلن کلمه ی «کاپیتان» که در فرهنگهای معاصر آن را از فرانسه گرفته شده دانستهاند، در زمان صفویه از روسی وارد فارسی شدهاست. مثلن کلمه های «بانک»، «باله»، «ماشین»، «بنزین» و غیره، همه از روسی وارد فارسی شدهاند. زبان فارسی دری در زمان انتقال به ماوراءالنهر برخی کلمه های سُغدی را به وام گرفت؛ کلمه های «نغز»، «جغد»، «چرخشت»، «ترت و مرت» به معنی «تارومار» که در شعر رودکی آمده، و غیره همه کلمه های سُغدی است. همه ی کلمه هایی که با «غ» آغاز میشوند مانند «غوک» به معنی قورباغه، «غلتیدن»، «غَر» به معنی کوه و غیره، از زبانها و گویشهای شرقی ایران که سُغدی نیز یکی از آنهاست گرفته شدهاند.

این زبان هنگام فتح ایران به دست عرب ها بهتدریج تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفت و کلمه های قرضی بسیاری از عربی وارد آن شد. کلمه های «فیزیک»، «شیمی»، «فیزیولوژی»، «پاتولوژی»، «آرکئولوژی»، «لیسه»، «لابراتوار»، «بتنآرمه» و غیره از همین زبان وارد فارسی شد. شمار کلمه های عربی در نوشتههای فارسی تا اواسط سده ی ششم به نزدیک پنجاه و گاهی شصت درصد میرسید. در آغاز فتح ایران، یعنی در سده ی نخست هجری، سپاهیان مسلمان عرب، به ماوراءالنهر، یعنی آسیای مرکزی امروز، حملهور شدند و بهتدریج آن جا را فتح کردند. کس را با حکم اله.

ازآن جا که شمار زیادی از کلمه های روسی در اصل از فرانسه به وام گرفته شدهاند، بعدها فرهنگنویسان ما که با زبان روسی آشنا نبودند، گمان کردهاند که این کلمه ها از فرانسه به فارسی راه یافتهاند. ديگر قومهای ساكن درمنطقهای گسترده از ميان رودان تا درهی نيل و بقيهی سرزمينهای شمال آفريقا، با همهی پيشينهی فرهنگها و تمدنهای ديرينهی خود، زبان عربی را همراه با دين اسلام پذيرفتند يا از سر ناگزيري بدان گردن نهادند و امروزه از آن ها به منزلهی “كشورهای عربی!” و “جهان عرب!” ياد می شود و بسياری از آنان درعربی مآبی كاسهی گرمتر از آش شدهاند و بيش تر از عربهای اصلی ساكن نجد حجاز، سنگ عرب بودن خود را بر سينه می زنند!

يكي از تازهترين اين تركيب ها “اَنسِرينگ ماشين” است كه فارسی پيام گير را به جای آن داريم و دست بر قضا برای دستگاه ناميده، از اصل انگليسی اش هم درست تر و گوياترست. اختلاف وجدائی زبان كنونی با زبان پهلوی، از یكسو و زبان هخامنشیان ( پارسی باستان ) با هردو ازسوی دیگر، تنها درتركیب هسته اصلی و لغات اساسی آن ها نیست، بلكه درجنبه گرامر وحروف بیصدا consonne هم هست: مقایسه گرامرزبان فارسى، با گرامر زبان هخامنشیان ( زبان آری یا: پارسی باستان ) و زبان اوستائی – ودا ( با خط سانسکریت یا دین دبیره ) ملاحظه شود.

در هنگام جستجوی لغات در دیکشنری معمولا اگر لغت مورد جستجو به یکی از این دو گروه متعلق باشد عنوان میشود. ولی زبان دری هنگام انتقال به خراسان (در اواسط دوره ی ساسانی) از زبان آن جا یعنی از پهلوی اشکانی یا پارتی بهشدت تأثیر پذیرفت و بسیاری از واژههای آن مانند «شهر»، «مهر»، «پور»، «ژرف»، «ژاله»، «اشک»، و غیره را پذیرفت. اما زبان فارسی دری را امروز زبان نشاتیافته از خراسان میدانند. البته تماس پیدا کردن فارسی دری با سایر گویشهای شرق ایران نیز موجب وارد شدن شماری کلمه از این گویشها به فارسی شد.

همچنین حرف بی صدای «ژ» که در زبان فارسی جنوبی وجود نداشت از زبان پارتی وارد زبان فارسی دری شد. شماری از کلمه های مربوط به اختراع های جدید مانند «باروت»، «توپ»، «توپخانه» که جزء دوم آن فارسی است، «خمپاره» که خود از «خمبره» ی فارسی وارد ترکی شده، «ساچمه»، «گلنگدن»، «قنداق»، «تفنگ» که باز احتمالن از فارسی وارد ترکی شده، «مغازه» که راه دور و درازی را پیمودهاست تا سرانجام وارد ترکی عثمانی شده، از راه ترکی عثمانی وارد زبان فارسی شد. با استقرار قبیله های ترک در آذربایجان و تشکیل سلسلههای ترکزبان آققویونلو و قرهقویونلو، و به دنبال آنها با روی کار آمدن صفویان که سپاه یا قشون آنها را قبیله های قزلباش تشکیل می دادند که از هفت قبیله ی ترک تشکیل شدهبود، ورود کلمه های ترکی به فارسی باز هم بیش تر شد.

با روی کار آمدن سلسله ی قاجار و تماس و رفت و آمد با روسیه، بهتدریج راه ورود کلمه های روسی نیز به زبان فارسی باز شد. زبان فارسی نیز بهتدریج با این سپاهیان به ماوراءالنهر منتقل شد. نگاهی به تاریخ بیهقی و سیاستنامه و غیره نشان میدهد که در این دوره شمار کلمه های ترکی راهیافته به فارسی بسیار اندک بودهاست، اما با حمله ی مغولان، که بدنه ی سپاهیان آنان ترک بودند، هجوم کلمه های ترکی همراه با کلمه های مغولی به زبان فارسی شدت گرفت.

در زمان عباسمیرزا به غیر از روسها عدهای از نظامیان فرانسه نیز برای آموزش سپاهیان ایران به استخدام دولت ایران درآمدند. زیرا کلاً افراد این زبان، در فرهنگ زبان پارسی دری، عربی و حتی پشتو آموزش دیده و زندگی کرده اند، و با حروف و اصول این زبانها آشنایی کامل دارند. میرزا ابوالحسن ایلچی شیرازی و میرزا صالح شیرازی از نخستین کسانی بودند که به انگلستان رفتند و با انگلیسی آشنا شدند. رجوع کنید به استم.

١۹. نگاه کنید به : مجله ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ۴ – ۲۵٣۶، ص ۶۷۸ – ۶۴٣. با روی کار آمدن سلسلههای ایرانی در خراسان و ماوراءالنهر در سده های سوم و چهارم هجری، زبان این منطقه، یعنی فارسی دری، زبان رسمی دربارها و زبان متن های ادبی و علمی شد و از آن جا بهتدریج به دیگر نقاط ایران منتقل شد. خوارزمی نیز تا سده ی هفتم در خوارزم رایج بود و بعد از آن ترکی جای آن را گرفت. پس از کشف اسناد زبان بلخی در میانه ی سده یبیستم مشخص شد که کلمه ی «خدیو» نیز از زبان بلخی وارد زبان فارسی شدهاست.

دیدگاهتان را بنویسید