لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

این زبان مانند زبان فارسی و برخلاف زبان بلوچی و پشتو در طول زمان دچار تغیرات فراوانی شده است . مردم افغانستان ولو که پشتو زبان مادری شان نباشد ، آشنايی کافی به آن داشته و در برابر کلمات مدغم شده ای آن در زبان دری شناخت کامل دارند. لهجه های مازندرانی و گیلکی ادبیات محلی قابل ملاحضه ای دارند . لیکو های رودباری پنج هجایی هستند و لیکوهای بلوچی ده هجایی ، یک بیت لبکوی رودباری برابر یک مصراع از لیکوی بلوچی است .اما هردو ریتم و وزن یکسانی دارند . تعامل و خدمات متقابل فارسی و عربی برخی از متفکران معتقدند : (تاثیر زبان عربی بر فارسی و تلاش اندیشمندان ایرانی در گسترش ادبیات و فرهنگ و زبان عربی موجب گردید ، تا زبان فارسی به ان مرحله ای از شایستگی که سزاوار ان بوده است دست نیازد ) .

دیگر اینکه دین مبین اسلام در ایران در حال گسترش بود و مردم نیز علاقمند بودند تا قر آن و احادیث شریف را بیاموزند ، تردیدی وجود ندارد فراگیری عربی در حد وسیع و آموزش مبانی دینی موجب می گردد تا لغات و واژه های بسیاری در زبان فارسی راه یابد . در اسلام اصلا مساله ی زبان مطرح نیست ، تا اینکه احیای زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام یا بد بینی به زبان عربی تلقی شود عربی چون زبان دین و قر ان بود ، همین امر ایرانیان را بر ان داشت تا در احیای لغت عربی و قواعد ان مجدانه ، بکوشند به گونه ای که اعراب به اندازه ی ایرانیان به زبان عربی خدمت نکردند .

ابعاد مختلف این بحث از زاویه های گو ناگون مورد بررسی قرار گیرد .فارسی در گذشته با خط پهلوی نوشته می شد ، اما هنگامی که دین اسلام گسترش یافت و ایرانیان آن را پذیرفتند در وهله ی اول خط زبان فارسی را دگرگون ساختند . اگر اشخاص و افراد برجسته برای این زبان احترام افزونتری نسبت به زبان مادری خود قایل بودند بدین علت بود که این زبان متعلق و وابسته به دین است ، نه به یک قوم معین و به همین دلیل احترام و علاقه مندی به ان را توهین به ملت و ملیت خود تلقی نمی کردند .

فرهنگ فارسی معین در شش مجلد تدوین شده و بارها، آخرین بار در ۱۳۸۸ در ایران به چاپ رسیدهاست. از ویژگی مهم دوره ی سامانی تدوین تاریخ ایران و داستان های ملی این مرز و بوم به زبان فارسی است . بزرگترین فرق میان این دوره همین است . احساس افراد ملل غیر عرب این بود و بس مولوی زبان عربی را زبان دین و زبان مادری را زبان ملت تلقی می کند و می گوید : پارسی گو گر چه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است نا گفته پیداست که مولوی زبان عربی را بر فارسی که زبان مادری اوست ترجیح داده است چرا ؟

هزاره هزاره است اگر سنی باشد اگر شیعه باشد اگر به هر دین و مذهب باشد. از این رو باید گفت که پارسی باستان یک زبان نوشتار ادبی و کهن بود که با زبان گفتار فاصلۀ زیاد داشت و زبان نوشتار پارسیگ، اگر چه دنبالۀ آن زبان است، ولی دنبالۀ راست آن نیست، بلکه از زبان گفتار سخت تاثیر دیده است. زبان کردی که مردم نواحی غربی و شمال غرب و جنوب غربی و طوایفی در شمال و مشرق ایران و گروهی از مردم در ترکیه ، عراق ، سوریه و قفقاز با آن تکلم می کنند ، بدون شک از زبان های هند و ایرانی و یکی از شاخه های فارسی باستان است .

و شعرای نواحی مرکز و مغرب و شمال و جنوب ایران هر یک مقداری از مفردات و ترکیبات لهجه های محلی و منطقه ای خویش را در ان امیختند و از سوی دیگر زبان عربی هم در ان به همین نحو تا ثیر گذاشت . مانند مکری ، سلیمانیه ای ، سنندجی ، کرمانشاهی ، بایزیدی ، زندی ، زازای ، لولو ، عونیکی ، محمودی ، شیروانی ، اردلانی ،سورانی ، چکوانی ، عبدوئی ، پسانی ، اورامی و دروزکی . تعریف (واکـَـران) (انگلیسی: Definition) عبارتی است که معنای یک اصطلاح (کلمه، عبارت یا دسته ای از نمادها) یا نوع یک چیز را شرح می دهد.

گفتنی است لغات ترکی که در فارسی رخنه کرده است ، در مقایسه با واژه های عربی بسیار نا چیز و غیر قابل ملاحضه می باشد . هزارهء دیوار و جزء تحتانی دیوار و هر چیز که در نشستن بدان پشت دهند. این انفاق موجب گردید فارسی نوین از نظر ادبیات نیرو گرفته و جهانگیر گردد ، این برتری را در زبان پهلوی نمی توان یافت . در قرن پنجم و ششم غزنویان ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان به قدرت رسیدند ، در واقع حکومت های ایرانی بر چیده شده ، غلامان و قبایل ترک نژاد روی کار آمدند و مورخان و ادیبان بر این باورند که دو عامل موجب گردید که زبان ترکی و عربی در فارسی راه یابند .نخست آنکه سپاهیان و کار گزاران دولتی و مقامات حکومتی ترک زبان بودند ، لغات و واژه های ترکی به وسیله ی آنان در زبان فارسی راه یافت .

لازم است ابتدا علل و عوامل این دگرگونی ارزیابی شود : خط پهلوی صعوبت و دشواری بسیاری داشت ، و از سوی دیگر نقص فراوان در ان وجود داشت این دو عامل موجب گردید که خط پهلوی به سرعت فراموش گردد و به جای ان خط عربی رسمیت یابد . شایان ذکر است لهجه ی ” دری ” پس از آنکه به عنوان زبان و لهجه ی، رسمی سیاسی و ادبی در همه جای ایران انتشار یافت بر همان وضع اصلی و ابتدایی خود باقی نماند . این لهجه چون رسمی و عمومی بوده در دربار ادارات دولتی و حوزه های روحانی زردشتی به کار می رفت .

فرهنگ لغت هوشیار نگارش Ultimate سریعترین واژه نامه انگلیسی به پارسی و پارسی به انگلیسی و انگلیسی به انگلیسی عمومی و تخصصی مجهز به تكنولوژی Desktop Capture , OCR جهت ترجمه كلیه لغات انگلیسی و یا پارسی درون ویندوز اعم از لغات قابل انتخاب و غیر قابل انتخاب و یا حتی PDF و Help text و اینترنت از دیگر خصوصیات این سی دی می باشد. ولی براثر قرابت ونزدیکی و ارتباط با ترک ها و عرب ها شماری از لغات ترکی و عربی در آن رخنه کرده است . زبان آذری آذربایجان ایران ، کشور آذربایجان امروز با ترکی غربی قرابت و نزدیکی دارد .

شماری از صاحبنظران بر این باورند که دین یا زبان فارسی نیرو بخشید . به این دلیل که زبان عربی زبان دین است . ممکن است کسی بپرسد که چرا زبان دین عربی است ؟ هر چه هست و نیست یکسر ایدر است. مشخص فرهنگ شمال شرقی سفالهای سرخ رنگ و مشخص فرهنگ غربی و جنوب غربی سفالهای زردرنگ است، که هر دو هنرمندانه با اشکال هندسی نقاشی شده است. زبان فارسی از میان زبان های جدید ایرانی تنها زبانی است که ادبیات وسیع و طراز اول به وجود آورد و نیز در همه ی لهجه های ایرانی تاثیر قوی گذارده است گفته می شود در مدت دو هزارو ششصد سال تا کنون چهار زبان عمده در ایران متداول بوده و از هر چهار زبان آن آثاری بر جای مانده است ( زبان اوستا ) ، (پارسی باستان ) ، ( پهلوی ) و ( زبان دری ) یا فارسی امروز .

همان گونه که اشاره شد زبان فارسی کنونی دنباله ی زبان فارسی میانه (پهلوی ) و فارسی باستان است . لهجه ی مازندرانی صاحب آثار معتبری بوده متاسفانه بیشتر آن از میان رفته است . علاوه براین قسمتی از قفقاز هم با آن سخن می گویند . ایرانیان تا جایی که لازم بود زبان خود را حفظ کردند ، آن را در زبان عربی محو نساختند سوال این است که پذیرفتن اسلام مگر انسان را ملزم می کند که زبان مادری خود را کنار بگذارد و به عربی سخن بگوید ؟ این زبان تا قرن هشتم هجری رایج بوده است ، خوارزمیان با این زبان سخن می گفتند .

پس از فتوحات و پیروزی و توسعه ی حکومت خلفا و ایجاد تمدن اسلامی بر موفقیت زبان عربی افزوده شد و این زبان فراگیر شد و زبا ن رسمی مسلمانان قلمداد گردید . هیچ گاه عربی در ایران مانند یک زبان عمومی و رسمی رایج نبوده ، به هیچ وجه بر لهجه های عمومی و ادبی ایران شکست وارد نساخت . برخی از محققان و مورخان گفتند که زبان کردی چون از از پشتوانه ی معتبری از کتب علمی و ادبی و تاریخی برخوردار نبوده است بدین شکل در زمان طولانی دچار تغییرات است . نگارنده این چشمه آب را در سال١٩٩٠ میلادی در سفری که به پرو گرام دفتر ملل متحد از طریق اشکاشم افغانی به آنجا رفته بودم بچشم سر دیدم و قطعه فوتویی خود را در مقابل آن چشمه گرفته که در دور نمای آن چشمه مدرسه عالی تحصیلی نیز به نظر میخورد.( افسان های تاریخی ناصر خسرو در بدخشان ـ تالیف پوهنمل سید محمد ابراهیم بامیانی،میزان١٣٧٧) تادیب .

با حمله ی مسلمانان به ایران و بر افتادن دولت ساسانیان ، به رسمیت لهجه ی پهلوی لطمه ی سختی وارد گردید : لکن به هیچ وجه نمی توان پایان حیات ادبی آن لهجه را مقارن با ان حادثه و اتفاق تاریخی دانست ، زیرا به اعتقاد کارشناسان و مورخان پس از ان حادثه ی تاریخی آن لهجه در شمار لهجه های زنده قرار داشت و دارای اثار ادبی تاریخی و دینی بوده است . ازآن گذشته، اغلب این لغات پس از ورود به زبان فارسى از قواعد دستوری این زبان تبعیت نكرده، بلكه تابعی ازدستورزبان عربى باقی ماندند وهویت دوگانهاى به زبان فارسى ارزانی داشتند.

در نثر این دوره و تمام آثاری که به روش و سبک این عهد تحریر شده ، اثری از لغات مشکل عربی نیست . در عصر سامانی یعنی در قرن چهارم ، دوره ی بلوغ و رشد ادب فارسی آغاز گردید . در قرن پنجم و ششم ، زبان فارسی با زبان عربی آمیزش بیشتری پیدا کرده ، زمینه ی مناسبی هم فراهم گردید تا واژه های ترکی در ان راه یابد ، در این برهه از زمان حرکت مثبت و قابل توجه ، انتشار و گسترش زبان فارسی در خارج از ایران می باشد .

دیدگاهتان را بنویسید