مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ مرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۱ – ویکینبشته

یا اشخاصی در خارج هستند بعنوان نماینده تجارتی یا برای مطالعه (صحیح است) اینها پول مملکت رامی برند و بنده وشما همه میدانیم که آنهائی که رفتهاند (بنده که نرفتهام) گفتند آنجا فقط مشغول مزاحمت مردم و تفریح هستند (صحیح است) در حالی که شما اینجا یک روزی تشریف ببرند و این مدرسه صدر و مدارس قدیمی تهران راملاحظه بکنید (شهاب خسروانی ـ بنده اخطار نظامنامهای دارم) آقای شهاب خسروانی اجازه بفرمائید عرض کنم این مدارس قدیمی تشریف ببرید به بینید محصلینی که از شهرستانها میآیند با چه فقر و نکبت و بیچارگی زندگی میکنند و شاید بیش از یک وعده نتوانند در ۲۴ ساعت غذا بخورند و آنهم بآنها نمیرسد ولی از یکطرف ارز مملکت بطرق مختلف بنور چشمیها داده میشود شاید بعضیها ۳ چهار تا بچههایشان در امریکا و اروپال و سویس و فرانسه مشغول تحصیل هستند (شوشتری ـ برای یاد گرفتن رقص) صحیح است عرض کنم که آوقت ما میگوئیم چرا محصلین مملکت ما یا دانشگاه گاهی متشنج میشود و محصلین خارج از حدود وظیفه تحصیلی بکارهای دیگر میپردازند اینها شکمشان گرسنهاست آقای بروید به بینید این پول و این ارز را دولت یا باید ندهد یا باید بآنها بدهد و بنده خواهش دیگرم از آقای نخست وزیر اینست که دستور بفرمایند صورت اشخاصی که در اروپا تحصیل میکنند بخرج دولت و یا بعنوان مطالعه و نماینده بازرگانی هستند بیاورند و در مجلس قرائت بشود و نام گرامی ابوینشان هم نوشته شود (احسنت) (صحیح است) عرض کنم که راجع به وزارت خارجه بنده در جلسه قبل که در مجلس صحبت کردم عقیدهام این بود و حالا هم هست که در آنجا راباید قفل کرد چون هیچ بدرد ما نمیخورد یک نفری از اهالی مازندران بود این از ایام کودکی رفته بود در آلمان و اخیرا مراجعت کرد و با من صحبت میکرد، البته دروغ نمیگفت چون من اطمینان دارم اگر اطمینان نداشتم اینجا صحبت نمیکردم، میگفت که در آنجا من چند سال در زمانی که دولت آلمانی هیتلری سر کار بود تجارت میکردم و زندگی خوبی داشتم الان آمدم در فرانسه بعد رفتم د رسویس و جای دیگر میخواستم کسب بکنم مامورین تجارتی و نمایندگان تجارتی و مامورین سیاسی مزاحمند و نمیگذارند یکنفر ایرانی در آنجا کسب شرافتمند انه خودش را تعقیب بکند درصورتیکه میدانم د رایران نژادهای مختلف کسب میکنند شما تشریف ببرید در این خیابان چراغ گاز ببینید چند نژاد آنجا هستند و با کمال آزادی تجارت میکنند بلکه چپاول میکنند (صحیح است) و کسی مزاحمشان نیست اما یک ایرانی بیچاره اگر بخواهد در خارج کار بکند همین نمایندگان تجارتی و بازرگانی و سیاسی مزاحم او میشوند که کار نکند میخواست شکایت بکند دید این موضوع شکایت پذیر نیست، اینجا که انگلستان نیست که اگر یک وزیری یک تخلفی کرد بروند شکایت بکنند اینهم جالب توجهاست جناب آقای نخست وزیر راجع به مداخلات وزارت دارائی و در سایر وزارتخانهها و آقای نخست وزیر گویا در برنامه خودشان یا اینجا تذکر دادند (یکنفر از نمایندگان ـ در برنامه بود آقا) این کار را اگر بکنند بزرگترین خدمت است به این مملکت برای اینکه وزارت بازرگانی بنده باوزیر بامعاونش کاری ندارم برای اینکه هر آن این پست تغییر میکند من با سازمانش کار دارم امروز آقا هر وزارتخانهای بودجهای دارد ولی این بودجه را که میخواهد صرف بکند خاصه خرجی میکند ولی بایستی وزیر مسئولی که مسئول وزارتخانهاست اگر اورا مسئول میدانید در بودجه هم آزادش بگذارید که اگر یک پل آهنی در فلانجا خراب شود درست کند.

در قسمت کشاورزی بااین بودجه موجود و وسایل موجود اگر اینها را تنها به مصرف دفع آفات نباتی و حیوانی برسانید این خیلی مفیدتر است تا به کارهای مختلف بپردازید والا بایستی یک وزارت کشاورزی اساسی تشکیل داد آقایان در عراق، کشور همسایه ما اگر تشریف ببرند میبینم کنار آن شط چه وسایلی هست و چه تسهیلاتی هست برای زارعین و در خوزستان ما هیچ تسهیلاتی نیست، به عکس فرمایشات جناب آقای نجم الملک در مجلس سنا که فرمودند ما تراکتور لازم نداریم و باید با گاوآهن کار کنند (اردلان – هم چه چیزی نگفتند) (یک نفر از نمایندگان – راجع به اشخاص غایب صحبت نکنید) بنده عرض میکنم بایستی کشاورزی مکانیزه بشود ایشان عقیده شان را اظهار کردند بنده هم عقیدهام را اظهار میکنم (اردلان – نگفتم ایشان) بسیار خوب بنده پس میگیرم (اردلان – متشکرم) و بایستی که وسایل در همه جا موجود باشد که اگر یک تراکتور یک زارعی در اقصی نقاط این مملکت داشت برای یک پیچ مجبور نشود که شش ماه تعطیل کند و بیاید به تهران آن پیچ را پیدا بکند یا یک مکانیک پیدا بکند اگر یک سازمانهای اصلی داده شود ایران میتواند زنده شود، الان هم زندهاست ولی روح ندارد، باید روح داشته باشد و در این صورت قادر است که سالی میلیونها تومان صادرات داشته باشد اما وسایل میخواهد مثلاً در این برنامه اشاره به تقسیم املاک است بنده در این قسمت نه ملک زیادی دارم و نه دفاعی داشتم اما در یک کشوری که اراضی سیستانش بلامانع و خراب افتاده و مردم حاضرند بروند آباد کنند، مامور دارائی نمیگذارد دیگر چه احتیاجی دارد که اراضی مالکین را تقسیم کنند؟

در قسمت کشاورزی هم که این موضوع از موضوعات حیاتی است میخواهم عرض کنم که هیچ توجه نشده و یک نگرانی بنده دارم، حالا که یک عنصر فعال که از مفاخر جوانان ایران است در راس این وزارتخانه قرار گرفته و آن فعالیت ذاتی و آن انرژی که در ایشان دیده شده کم کم ضعیف شده چون وقتی وسایل فراهم نیست و این تعریفی که میکنم موردش را هم باید عرض کنم. جناب آقای علم با اینکه تمام وسایل راحتی برایشان مهیاست و نبایستی تلاش بکنند وچیزی به دست بیاورند به عکس بعضی جوانهای ما که عایدات ملک پدرشان را بر میدارند میروند اروپا خوش میگذرانند ایشان در سخت ترین موقع و در آن نقطهای که آتش میبارد در آن مرداد حتی به امور راهسازی که جزء وظایف ایشان نبود رسیدگی میکردند (صحیح است) یک سوابق تاریخی در آنجا گذاردهاند و بنده وقتی ایشان وزیر شدند از یک طرف بسیار خوشوقت شدم که شخصیت ایشان ایجاب میکرد که ایشان دارای چنین مقامی باشند و از طرف دیگر متاثر شدم که یک منطقهای که داشت زنده میشد بعد معلوم نیست چطور بشود و یک چنین سرپرستی ما دیگر نمتوانیم پیدا بکنیم خلاصه دراین امور کشاورزی بایستی که …

ارباب – چشم اطاعت میکنم، تریاک یکی از اقلام صادرات مهم این کشور است یک کاری بکنید که تریاکی در این مملکت به وجود نیاید (اردلان – تا بکارند مردم میکشند) من میخواستم ضمناً توجه آقایان و دولت را بوضع کارمندان پست و تلگراف جلب بکنم، کارمندان پست و تلگراف مثل اینست که به قول آقای حائریزاده اولاد صیغه دولت هستند و دیگران از اولادان عقدی دولت اینها شب تا صبح کاردارند، دیدید، آقایان حضوری دارید اینها کار میکنند و دستشان هم به هیچ ممر انتفاعی بند نیست اقلا ترفیعات و اضافات سال ۱۳۲۷ اینها را که احکام آنها هم صادر شدهاست آقای وزیر پست و تلگراف کمک بکنند که به اینها برسد مخصوصاً جنابعالی خیلی خوب میتوانید کار بکنید چون یک کمک بسیار خوبی دارید آقای نجومی است آقای نجومی بسیار مرد شایستهای است در آن وزارتخانه (صحیح است) بنده دیگر فقط راجع به احتیاجات بلوچستان میخواستم عرض کنم آنهم فهرست وار، وضع شهر زاهدان به عرض آقایان رسیدهاست زاهدان یک مخروبهای شده مردم کسب ندارند، احتیاج دارند در آنجا و شایستهاست که بانک رهنی تاسیس بشود در آنجا وثیقه بگیرد از مردم و به مردم کمک کند تا مردم علاقمند بشوند، بانک کشاورزی را توجهاتی شده که امیدوارم به زودی شعبهاش تاسیس بشود املاک بمپور بایستی بین بلوچهای مستحق تقسیم بشود که علاقه شان زیادتر بشود و فعالیت بکنند که مستغنی بشوند و دولت مبادا یک وقت فکرکند که به بنده و عمر و یزید میتواند با یک وسایلی بفروشد بنده تا وقتی که زنده هستم به غیر از بلوچ این املاک به هرکس داده شود فریاد من بلند خواهد شد اسکله چاه بهار یکی از موسسات حیاتی بلوچستان است باید دنباله راهسازی گرفته بشود کاوش مخازن بلوچستان مملکت را زنده میکند نه تنها یک بلوچستان را، از پرگوئی از آقایان معذرت میخواهم.

از این من چیزی نمیفهمم دیگر بانک کشاورزی است که بایستی به مفهوم و معنای حقیقی که مفید باشد به حال کشاورزان یک تشکیلات تازهای باید بدهند، زارع نمیتواند با ربح صدی شانزده قرض کند تازه آن هم به حد کافی نیست (فقیهزاده – به زارع که نمیدهند) به هرکس که میدهند بنده عقیده خودم را اظهار میکنم در وضع موجود بانک کشاورزی کار بهتری نمیتواند بکند و دستش تا آن اندازه باز است میکند (فقیهزاده – این چه فرمایشی است بندارها نمیدهند) بنده یک مطلبی را این جا میخواهنم عرض کنم که الان صدای رفقای ما بلند میشود اجازه بفرمائید بنده عرضم را بکنم بعد هر فرمایشی دارید بفرمائید و آن موضوع منع کشت تریاک است.

همین دستگاه است که مردم را ناراضی میکند، مستاصل میکند، بیچاره میکند، چندی پیش یک افسر عالی مقام با بنده دوست بود آمد منزل من و داستان اداره برق را شرح داد که در ادارات نظامی با مردم اینطور رفتار میکنند؟ دکتر طبا عرض دیگر بنده قبل از اینکه بیانات خود را به عرض آقایان برسانم درباره برنامه دولت، راجع به اظهارات آقای ارباب است و مربوط به دیوان کیفر، بنده خواستم عرض کنم ایشان اظهاراتی فرمودند که خیال میکنم از آقای ارباب بیش از این نباید انتظار داشت برای اینکه آقای ارباب تخصص و رشته کارشان تجارت است بنابراین نباید انتظار داشت که در مسائل قضائی خیلی وارد باشند ولی من تعجب میکنم از آقای ارباب که چرا بدون اطلاع و بدون مطالعه اینجا یک مطالبی را میآیند به عرض آقایان میرسانند.

در امور بازرگانی هم امیدوارم که جناب آقای دکتر در اقتصادی ما یک اصل مساواتی را برقرار کنند که آن کسی که متنفذ هست با آن کسی که سرمایه کم دارد بتوانند یکنواخت استفاده بکنند از یک دستگاه و مزایای این دستگاه و اگر این کار را هم بکنند موجب امیدواری مردم خواهد شد عمل دیگری که در وضع اقتصادی ما خیلی موثر است این است که از محل سازمان برنامه اگر اقتضا بکند یا از یک محل دیگر بایستی که دولت قرض بانک ملی را بپردازد تا بانک ملی بتواند به مردم کمک کند بنده یک شیفرهائی دارم که مصلحت نمیدانم عرض کنم که دولت چه مبلغ به بانک ملی مقروض است (اردلان – چاپ میشود آقا) و بانک ملی دستش بستهاست و مماشات میکند با مردم در حدود وسایلی که دارد والا وسائلشان را از دستشان گرفتهاند.

بلوچستان از نقاط وسیع و زرخیز این کشور است که از نصف بلوچستان به چاه بهار را کسی نمیشناخت که آیا مامور کشوری دارد یا ندارد البته مامورین نظامی میرفتند ولی از بلوچستان به چاه بهار کسی نمیشناخت که آیا مامور مامور کشوری دارد یا ندارد صدها هزار نفر در این منطقه هستند که برهنه و عور و گرسنه هستند و بهترین غذای آنها ذرت است، اگر بگویم که چه میخورند موجب رقت است. بنده به طور خلاصه عرض میکنم و موضوع را چون گذشتهاست نمیخواهمتکرار کنم در ماه رمضان بود موضوع شکر خیلی اهمیت پیدا کرده بود و دولت لایق ما نتوانسته بود که شکر را کیلوئی سه ریال بخرد و ۱۷ ریال بفروشد و در نتیجه خود آقایان حتماً اطلاع دارید و شاهد بودید که برای خرید شکر مردم بدبختی که تنها قوتشان شکر بود از سرو گردن هم بالا میرفتند و حتی چند چشم کور شد، چند دست شکست که مردم میخواهند شکر بخرند.

خیلی خسته شدهم. سه ماه بیشتر نیست که به کار جدیدم سوارم. من برای یک چنین تقاضای مشروعی چهار هفته رفتهام گفتهاند بایستی آقای مهندس نجم را ببینی یک پرانتز باز کنم که آقای مهندس نجم راهم من مرد خوبی میدانم (صحیح است) اما قادر نیست که این دستگاه خراب را درست کند (دکتر طبا- بسیار مرد خوبی بود اقدامات خیلی اساسی هم کردهاست) در هر حال بعد از چهار هفته یک مرتبه موفق میشود که او را ببیند و دستور هم صادر میکند ولی اطاق بعدی تمسخر میکند و دستور او را اجرا نمیکند، بنده برای دوستی با او وظیفه ملی که به عهده دارم گفتم بنده میآیم و رفتم به اداره برق دیدم مثل محکمترین زندانهای دنیا ساعت ده، دو ساعت به ظهر در آهنین سه تا قفل خورده و مردم گوسفندوار، برده وار پشت این در آهنین ایستادهاند، استغاثه میکنند ولی راه نمیدهند که تو بروند، اتفاقاً بنده را شناختند و در را باز کردند و رفتم تو (کشاورز صدر – آقای ارباب ولی مهندس نجم آدم خوبی است)بنده هم عرض کردم که آدم خوبی است ولی از دستگاه و مشکلاتی که برای مردم ایجاد میشود عرض میکنم یک دربانی آمد اهانتی هم به بنده کرد ولی بعد هم معذرت خواست که من شما را نشناختم گفتم آقا بنده با فلان سبزی فروش چه فرقی دارم، با فلان کفاش چه فرقی دارم؟

پیراسته – بنده قبل از اینکه به اظهاراتم شروع بکنم یادداشتی آقای دکتر طبا نوشتهاند و خواهش کردهاند که به عرض آقایان برسانم بنده عین آن را میخوانم، جناب آقای دکتر ملکزاده در جلسه دیروز مجلس سنا ضمن نطق خود اظهار داشتند که یکی از آقایان پزشکان نماینده مجلس مبلغی ارز دولتی برای خرید لوازم جراحی از دولت خریداری نمود و با فروش آن در بازار آزاد بیش از ۲۰۰۰۰۰ تومان استفاده نامشروع نمودهاست. زن داشت و بچهای که حتماً بیش از حد لزوم همبازی داشت و نود تومان حقوق. اگر حق داری، به منهم حق داری، اگر حق نداری که حق نداری اینطور مردم را بیچاره کنی خلاصه رفتم دیدم بالا دستگاه عجیبی است تحقیق کردم معلوم شد از ساعت ۱۱ این در بسته باز میشود آن وقت مردم که میروند باهر اطاقی کاردارند متصدی مربوط در را از تو میبندد و کسی نمیتواند او را ببیند یا اینکه میرود اطاق دیگر و ملاقات نمیکند با ارباب رجوع این وضع را ببینید یک اداره کوچک چه مشکلاتی ایجاد کرده (حاذقی – آقای ارباب اینها میخواهند تبعیض نشود و روی نوبت به همه بدهند و اینکار خوبی است) بعد تحقیق کردم معلوم شد که این مردم که چند سال پیش ششصد تومان هم مساعده دادهاند اگر یک کاری دارند هیچکس را نمیتوانند ببینند بایستی از صبح بروند پشت این در استغاثه کنند، آقایان این اداره دولتی است این ادارهای است که باید از ساعت ۸ صبح باز باشد، متصدی پشت میز باشد، جواب مردم را بدهد، اگر کسی تقاضای نامشروع دارد بگوید این تقاضا نامشروع است برو دنبال کارت و اگر مشروع است کارش را انجام بدهد، اینست وضعیت این اداره آن وقت آن بیچارهای که باید نان ببرد خانهاش از صبح تا نزدیک ظهر آنجا معطل شده، خفت کشیده، ذلت کشیده، این تقصیر فلان دستگاه نیست این طبعاً از تمام دستگاهها بدبین میشود، یک عنصری است که جزء افراد ایرانی است باید جواب مردم را بدهد بگوید آقا حق نداری (افشار صادقی – راجع به شرکت تلفن هم بفرمائید) (بهادری – راجع به فرهنگ هم بفرمائید که آقای وزیر فرهنگ هم با مردم مثل گوسفند رفتار میکنند) این دستگاه مثل یک قوای مهاجمی که کشور دشمن را اشغال کرده باشد همان معامله را با مردم میکند بعضی از دستگاهها نتیجه این میشود که همین دستگاههای کوچک، همین ادارات، همین هائی که تحمیل به جامعه هستند کاری میکنند که هرکس خود را مخالف دولت معرفی کند و کاندید انتخابات هم بشود مردم سی هزار رای به او میدهند (صحیح است) اینها نشانه و دلیل نارضایتی مردم است (صحیح است) چرا توجه نمیکنید البته این راهم اذعان میکنم که یک وزارت دادگستری را نمیشود شش ماهه از جناب آقای وزیر دادگستری تقاضا کرد که درست کنند این را دو سال، سه سال بایستی کنترات بدهند به ایشان تا درست شود (خنده نمایندگان) (زنگ رئیس) اما در قسمت اقتصادی صحبت میکردم، جناب آقای وزیر اقتصاد که از اینجا تشریف بردند پیمانهائی بایستی با دول همجوار و با دولی که علائق معنوی با هم داریم ببندند مثل هندوستان و پاکستان که مشکلات بازرگانی ما را از بین بردارد.

دیدگاهتان را بنویسید